
در شهر کاتانیا چوپانی ایماندار که همیشه به مردم و کمک کننده فقرا بود زندگی می کرد ، او با معجزات خود باعث شفای بسیاری از بیماران شد تا اینکه جادوگری به نام هیلدورس به آن شهر آمد و با کارهای جادویی خود باعث شد که بسیاری از جوانان گرد او آمده و مرید او شوند، حتی این جادوگر قصد داشت تا در کلیسا نفوذ کند و بسیاری را از ایمان خود خارج سازد اما قدیس لئو او را گرفت و به میدان شهر برد، دست و پای خودش را بست و دستور داد که آتشش زنند اما آتش بر او کارساز نشد و وقتی جادوگر نزد آتش آمد دچار سوختگی شد و این امر باعث بازگردانی دوباره جوانان به کلیسا شد. خدمات بسیاری از او بر جای ماند و در حدود قرن هشتم وارد استراحت ابدی شد.

برگشت